محمد حسن خان اعتماد السلطنه
33
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
و پانزده هجرى واقعشد . به مأمورين ولايات كه به دفع و قمع كسان حاجى ابراهيم خان رفته بودند ، از جانب اعليحضرت پادشاهى چنان اشاره شده بود كه تا در غرهء شهر ذيحجة الحرام اساس زندگانى حاجى ابراهيم خان را برهم خواهيم زد . شما هريك در كاشان و اصفهان و بروجرد و شيراز و ساير بلاد بايد در روز اول ذيحجه هريك از بستگان حاجى ابراهيم خان را كه مرجع مشاغل ديوانى هستند ، از پاى درآوريد و اگر زودتر از اين تاريخ به مقر مأموريت خودتان رسيديد ، به ملايمت و سلامت نفس حركت كنيد . تا غرهء ذيحجه بيايد و موقع انجام مأموريت شما در رسد . به هريك از اين مأمورين فرمانى به جهة قتل و قمع بستگان حاجى ابراهيم خان داده شد ولى در ظاهر به جهة اخفاى اين امر و آگاه نشدن مردمان از براى وسيلهء ورود و نفوذ به آن بلاد به هريك فرمانى داده شد ، كه به فلان عمل ولايتى يا فلان مشغلهء دولتى رسيدگى نمايند و آن امر را به پايان آرند در غرهء ذيحجهء هزار و دويست و پانزده اين كار به اتمام رسيد و طومار جلالت حاجى ابراهيم خان طى گرديد و دوباره صدارت مستقله بالاستحقاق به ميرزا شفيع صدر مازندرانى رسيد . حاجى مشار اليه در تدبيرات داخله و پلتيكات منافع شخصى خود بىنظير بوده است ، اما در سئوال و جواب با خارجه چندان كامل و بصير و سياسى و خبير نبوده ، اگرچه در عهد آقا محمد خان چندان سفراى دول به ايران توقف و اقامت نداشتند و اگر اتفاقا يك سفيرى هم به ايران مىآمد موقتى بود ، فقط در مأموريت خود سئوال و جوابى كرده مراجعت مىكرد ، با اين حالت البته وزرا از مذاكرات پلتيكى خارجه بىبهره بودند ، ولى حاجى مرحوم درست از عهدهء سئوال و جواب همان سفير گاهگاهى برنمىآمد و نمىتوانسته است كه اتحاد ايران را با دول خارجه محكم سازد و قادر نبوده كه هريك از دول را با ديگرى رقيب قرار دهد و خود را در ميان آسوده و سالم نگاهدارد ، چنانچه وقتى كه سلطان شهيد آقا محمد خان قاجار تنها تفليس را مسخر و قتل و غارت كرد ، پادشاه فرانسه ناپلئون مطلع گرديده بواسطهء عداوت و رقابت با دولت روسيه ، اظهار دوستى و مخالصت با خاقان شهيد خواست